بانوی زیبا

روانشناسی تغذیه - چرا نمی توانیم غذا خوردن را متوقف کنیم؟

0 گؤروش
یازار:‌

https://mysupplementrd.com/wp-content/uploads/2020/09/Depositphotos_262515184_xl-2015-scaled.jpg

دانیم اگر کم غذا بخوریم و بیشتر حرکت کنیم ، نمی توانیم این کار را انجام دهیم؟ چرا رژیم هایی که با اشتیاق از روز دوشنبه شروع می شوند در اواسط هفته به پایان می رسند؟ چرا ما از روش های لاغری گرفته تا رژیم های لاغر 7 کیلو در هفته ، روش هایی را ادامه می دهیم که موثر نیستند؟ طبق مطالعات انجام شده ، 95٪ از کسانی که با رژیم گرفتن وزن کم می کنند ، طی 5 سال وزن از دست رفته یا حتی بیشتر را از دست می دهند. از آنجا که غذا خوردن رفتاری است که مستقیماً تحت تأثیر افکار و احساسات ما قرار دارد ، رژیم های غذایی برای تغییر این رفتار ناکافی هستند.

 

چگونه می توانید از یک اختلال تغذیه بهبود پیدا کنید؟

 

·       دست از سرزنش و برچسب زدن به غذا خوردن بردارید برچسب ها و صفت های منفی مانع از بروز رفتار مثبت می شوند و ما را اسیر این صفت می کنند.

 

·       فقط به این دلیل که نمی توانید اشتهای خود را کنترل کنید ، به این معنی نیست که ضعیف هستید. وقتی برای احساس طعم و مزه غذای مصرفی خود به آرامی و با آرامش غذا می خوریم ، سیگنال های سیری را به مغز خود می فرستیم.

 

·       رژیم های سخت و محدود را انجام ندهید. این موارد اغلب منجر به شکست و پرخوری متعاقب آن می شود. زیرا کمبود هر چیزی باعث می شود که آن را بیشتر بخواهیم.

 

·       وقتی متوجه شدید که غیرقابل کنترل غذا می خورید ، بررسی کنید که آیا واقعاً گرسنه هستید. اگر گرسنه نیستید ، سعی کنید احساسات و فکرهایی را که شما را به خوردن غذا سوق می دهد جلب کنید.

 

·       فراتر از گرسنگی جسمی ، ممکن است احساس گرسنگی عاطفی داشته باشید ، به خصوص اگر غذاهایی را که کالری زیادی دارند و انرژی می دهند ترجیح می دهید. کاهش وزن بدون یافتن دلیل اصلی احساسی عدم توانایی در کاهش وزن غیرممکن است.

 

دریافت حمایت روانشناختی از یک روانشناس در این زمینه به شناسایی و حل عوامل روانشناختی کمک می کند.

 

برای اینکه فرد با برنامه های شخصی سازی شده و مطالعات تغییر رفتار در درمان ، به یک وزن سالم برسد ، اول از همه ؛ ما عادات غذایی شما را بررسی کرده و توصیه های لازم را ارائه می دهیم. با استفاده از تکنیک های رفتاری شناختی مانند پیگیری اینکه چه چیزی ، چه زمانی ، چه مقدار غذا می خورید و فعالیت های بدنی شما ، کنترل عوامل تحریک کننده غذا ، کندی غذا خوردن ، ما درمانی را برای ایجاد تغییرات رفتاری دائمی و آگاهی روانشناختی اعمال می کنیم.

آردینی اوخو
یکشنبه 6 تیر 1400
بؤلوملر :

وسواس و درمان آن چیست؟

0 گؤروش
یازار:‌

https://media.buzzle.com/media/images-en/photos/human-expressions/1200-24498442-doctor-and-patient.jpg

وسواس و درمان آن چیست؟

 

 

اساساً اختلال وسواس؛ وسواسی که به طور ناگهانی در ذهن رخ می دهد و خارج از اراده و کنترل نفس فرد بر ذهن او مسلط می شود ، مزاحم ، غالباً تهدیدکننده ، اصرار و تکرار می شود که غالباً برای فرد پوچ و بی معنی است اما با تلاش داوطلبانه از ذهن پاک نمی شود و فرد نمی تواند جلوی آن را بگیرد ، این یک اختلال روانی ناشی از الگوهای رفتاری نشخوارکننده (اجبارها) است که وظیفه آنها کاهش یا از بین بردن اضطراب ناشی از وسواس است ، غالباً در پاسخ به وسواس های مکرر.

 

وسواس فکری ، که از نظر علمی ثابت شده و دارای انواع مختلفی است ، اغلب توسط خود شخص "بی معنی ، پوچ" توصیف می شود. با وجود این ، فرد نمی تواند این افکار مداوم و تکراری را که با تلاش داوطلبانه به ذهن او حمله می کنند ، از بین ببرد. در یک سطح خاص ، وسواس به قدری شدید می شود که تقریباً هر فرد با توجه به افکار وسواسی خود زندگی خود را شروع می کند. ذهن ، که به دنبال سرکوب ، کاهش یا خنثی کردن ناراحتی ، درک تهدید و اضطراب ناشی از وسواس است ، اغلب الگوهای رفتاری تکراری تکراری و اغلب خارج از کنترل در برابر وسواس ایجاد می شود. افکار تکراری ، پریشان کننده ، اضطراب زا ، مداوم که بر ذهن مسلط هستند و اقدامات تکراری ، فوق العاده آزار دهنده برای کاهش و از بین بردن تأثیر آنها ، کل زندگی فرد را در بر می گیرد و فضای زندگی رایگان به فرد نمی دهد. با این حال ، این حلقه معیوب به طور جدی عملکرد فرد را در همه زمینه های شخصی ، شغلی و مربوط به مدرسه و بین فردی مختل می کند.

 

 در روند طبیعی زندگی بشر ، تردیدها ، اضطراب ها ، اضطراب ها و وسواس ها ممکن است گاه به گاه توسط عوامل زیادی ایجاد شود. با توجه به این واقعیت که بسیاری از عوامل استرس زا در زندگی روزمره زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهند ، جریان زندگی انسان ها در قالب شتاب گرفته ، عدم اطمینان از آینده رشد می کند ، روشن است که این احساسات و افکار طبیعی هستند و بیشتر مردم می توانند با این احساسات کنار بیایند و افکار و آنها می توانند آن را حل کنند بدون اینکه اجازه دهند تأثیر منفی بگذارد. با این وجود وسواس و اجباری که در نتیجه حضور آنها اتفاق می افتد بسیار بیشتر از این موارد است. این یک بیماری جدی است که فرد نتواند آگاهانه از ذهن خود دور شود و نتواند خود را از انجام آن منصرف کند و در نهایت باعث نقص عملکرد قابل توجهی در کل حوزه زندگی فرد می شود.

 

 وسواس ممکن است افکار احتمالی یا تحقق پذیر باشد و در بعضی موارد غیرواقعی یا هذیانی باشد. با این حال ، در هر دو شرایط ، فرد به وضوح اظهار می کند که چنین چیزی اتفاق نمی افتد ، اما نمی تواند این افکار را از ذهن خود دور کند. در موارد OCD ، اغلب می توان از زبان افراد شنید که می گویند "من می دانم که این کار مزخرفی است ، من می دانم که چنین چیزی نمی تواند باشد ، اما هر کاری که می کنم ، نمی توانم خودم را از فکر کردن در مورد آنها باز دارم". وسواس نیز غالباً حاوی ابراز تردید است و اما هرگز عبارتی قطعی نیست. "اگر این کار را انجام دهم ، اگر آن را انجام دهم یا آن را انجام دهم چه؟" افکار در حال شکل گیری هستند.

 

چگونه اغلب ، کدام سن و چه کسی OCD بیشتر قابل مشاهده است؟

 

 هنگامی که مطالعات انجام شده در سال های اخیر مورد بررسی قرار می گیرد ، می توان فهمید که شیوع OCD در جامعه ما تا چه حد شدید است. تحقیقات نشان می دهد که OCD امروزه از هر 100 نفر در 3-4 نفر مشاهده می شود. OCD که اخیراً به طور واضح بیان شده است که شیوع آن به طور جدی افزایش یافته است ، نوعی اختلال روانی است که می تواند در هر سنی رخ دهد ، اگرچه این یک بیماری شایع است که اغلب در سنین بلوغ شروع می شود و اغلب در سنین 20-30 مشاهده می شود. اگرچه شناخته شده است که در مردان زودتر اتفاق می افتد ، اما بیشتر در خانمها دیده می شود و با مطالعاتی که اکثر مردم کشور زن هستند ، پشتیبانی می شود.

 

علائم اختلال وسواس اجباری (OCD) چیست؟

 

 تمام علائم بیمار مبتلا به وسواس را می توان در چهار عنوان اصلی دسته بندی کرد:

 

1) فرد رفتارهای تکراری و ناراحت کننده ای دارد که نمی تواند از آنها جلوگیری کند یا از آنها جلوگیری کند. اینها اجبارهای بیمار است و شامل رفتارهای قابل مشاهده است. مانند شستن دستها ، پاک کردن ، تکان دادن سر ، شمردن.

 

2) رفتارهایی وجود دارد که فرد از آنها اجتناب می کند و یا از آنها اجتناب می کند. مثل اینکه نمی توانید از ترس کثیف شدن دست بزنید ، بنشینید یا حتی بیرون بروید.

 

3) فرد افکاری دارد که تکراری است یا نمی توان از آنها جلوگیری کرد. این افکار نیز اجباری است اما از خارج قابل مشاهده نیست. مانند شمردن اعداد ، تکرار افکار خاص ، تکرار کلمات خاص.

 

4) افکاری وجود دارد که او از آنها اجتناب می کند یا سعی در فرار دارد و این وسواس های بیمار است. برای فرار از این افکار ، بگذارید آنهاتلاش می شود جلوی آنها را بگیریم یا با اجبار به آنها خنثی کنیم.

 

متداول ترین وسواس و اجبارها

 

• وسواس مشکوک و اجبار کنترل

 

 متداول ترین نوع آن است. افراد می توانند از اجاق گاز ، درب ، گاز طبیعی ، شیرآلات و غیره استفاده کنند. به طور مداوم به احتمال باز ماندن وسایل ، باز کردن قفل ماشین ، فراموش کردن برخی از وسایل وصل شده در دستگاه و نیاز به اطمینان و اطمینان مداوم و مکرر چرخاندن و بررسی مشکوک می شوید (اجبار کنترل). این حلقه معیوب می تواند در بسیاری از نقاط مختلف زندگی فرد خود را نشان دهد.

 

• وسواس آلودگی و تمیز کردن اجباری

 

 این یک حلقه معیوب است که به صورت افکار اصرارآمیز (وسواس آلودگی) است که بدن ، لباس ، خانه یا هر مکان زندگی فرد توسط بسیاری از عوامل مانند میکروب ها و خاک آلوده می شود و رفتارهای تکراری (تمیز کردن اجباری) برای از بین بردن اضطراب در مورد این موارد ممکن ها. فرد به طور مداوم بدن یا محیط خود را در برابر آلودگی احتمالی تمیز و شستشو می دهد.

 

وسواس های جنسی

 

 آنها وسواسی با محتوای جنسی هستند که نمی توانند با خودش ، سن و موقعیت اجتماعی او مطابقت داشته باشند ، اما او نمی تواند فکر خود را متوقف کند. این شخص افکار پیوسته ای از ماهیت جنسی نسبت به شخص یا افرادی دارد که مناسب نیستند. به دلیل وجود این افکار ، فرد اغلب می تواند رفتارهای اجتناب از محیط های اجتماعی و تنبیه خود را به دلیل این افکار مشاهده کند.

 

وسواس مذهبی

 

 ممکن است افکار تکراری وجود داشته باشد که ذهن فرد را مطابق با اعتقاداتش مشغول کند. مانند افکار اصرارآمیز مبنی بر مجازات ، آلوده شدن و مجازات شدن او توسط خالق به دلیل عمل یا فکر غلط ، تشریفات اصرار آمیز مطابق با اعتقادات مذهبی وی ، افکار مکرر توهم که در هنگام انجام تشریفات لازم به ذهن متبادر می شوند. با اعتقادات مذهبی او

 

تقارن نظم وسواس و اجبار

 

 بسیار رایج؛ چیدمان متقارن اشیا ، ترتیب وسایل از بزرگ به کوچک ، به ترتیب حروف الفبا ، تفکیک لباس با توجه به انتقال رنگ ، تا شدن و قرار دادن لباس به طور منظم ، بیشتر اوقات ، اضطراب از اینکه اتفاق بدی برای او یا عزیزانش رخ دهد ، اینکه روز او باشد اشتباه پیش خواهد رفت یا همه چیز وسواس و اجبارهای اشتباهی پیش خواهد رفت که به شکل افکار تکراری درباره خودشان است.

 

• شمارش اجبارها

 

 برخی از بیماران OCD اعتقاد دارند که اگر هر تعداد فعالیت روزانه را تا تعداد معینی انجام ندهند ، همه چیز اشتباه پیش خواهد رفت. یا در برخی موارد ، برای رفع اضطراب ناشی از وسواس مختلف ، اجبارهای شماری نشان می دهند.

 

• اجبار قرقره و ذخیره سازی

 

 این یک نوع رایج اجبار است. فرد به دلایل نیاز به ذخیره و نگهداری و نیاز به سرکوب اضطراب ناشی از افکار اصرار خود در مورد بلایایی که در صورت خداحافظی ممکن است روی دهد ، تمام وسایل ضروری و غیرضروری را جمع و احتکار می کند.

 

خرافات ، اعداد ، اقلام و رنگهای فرخنده یا شوم

 

 در برخی از بیماران OCD ، رفتارهای مربوط به انجام ، حرکت ، شروع و خاتمه با توجه به تعداد فرخنده و بدشانس آنها مشاهده می شود. در مورد اقلام و رنگ ها نیز همین مورد وجود دارد.

 

چه عواملی باعث اختلال اجباری عینی (OCD) می شود؟

 

 اگرچه علت آن به طور دقیق مشخص نیست ، اما تصور می شود که بسیاری از عوامل بیولوژیکی و محیطی در بروز بیماری نقش دارند.

 

• عوامل ژنتیکی

 

• تخریب در عملکردهای مغز و تعادل سراتونین

 

• آسیب های دوران کودکی

 

• خصوصیات شخصیتی

 

می توان آن را از جمله دلایلی دانست که برای پیشرفت و روند بیماری در نظر گرفته شده است.

 

 تصور بر این است که وجود یک بیماری روانی در خانواده این فرد و وجود تشخیص OCD در والدین و بستگان درجه یک وی ، باعث ایجاد OCD به عنوان یک عامل ژنتیکی می شود. تصور می شود که کاهش بیش از حد سطح سروتونین ، که عامل مهمی در انتقال عصبی در برخی از قسمتهای مغز است ، یا وخیم شدن عملکرد آن ، تشکیل OCD را تسهیل می کند. علاوه بر این ، آسیب های دوران کودکی ؛ به عنوان مثال ، مشاهده شده است که نقش مهمی در پیشرفت OCD در بزرگسالی یا OCD در کودکان با شروع کودکی در افرادی که در معرض سو abuse استفاده جنسی ، بی توجهی و بدرفتاری کودکان و خشونت قرار گرفته اند ، ایفا می کند. علاوه بر این ، ویژگی های شخصیتی فرد به عنوان عاملی ظاهر می شود که باید از جمله دلایل ابتلا به اختلال وسواس فکری در نظر گرفته شود. الگوی شخصیت وسواسی-اجباری ، مکانیسم های دفاعی و غیره وقتی مورد توجه قرار گرفت ، می توان مشاهده کرد که آنها به دلیل ویژگی های شخصیتی مستعد ابتلا به OCD هستند.

 

آیا می توان اختلالات اجباری اجباری (OCD) را درمان کرد؟ چطور؟

 

 وسواساختلال اجباری نوعی اختلال روانی است که کیفیت زندگی فرد را کاهش می دهد ، باعث اختلالات جدی در زمینه های مهم عملکردی می شود ، زندگی فرد را به یک کابوس تبدیل می کند و فرد در آن رنج می برد.

 

 با این حال ، مسئله مهمی که باید مورد تاکید قرار گیرد و شناخته شود این است که OCD سرنوشت فرد نیست. OCD یک اختلال احتمالی است. با یک رویکرد و پروتکل درمانی که به صورت جداگانه تعیین می شود ، می توان بهبودهای دائمی را در بیماران مبتلا به OCD در مدت زمان کوتاهی با همکاری درمانگر-مشتری مشاهده کرد.

 

 اگرچه مدارس و روشهای مختلفی وجود دارد ، خصوصاً پیروی از مدرسه شناختی رفتاری ، رویکرد به بیمار سالهاست که راهنمای تشخیص و درمان این اختلال است. هدف از رویکرد رفتاردرمانی شناختی در درمان OCD مقابله با بیمار با افکار مداوم ، تکراری و ناکارآمد (وسواس) و جلوگیری از اجبارهایی است که به منظور کاهش اضطراب ناشی از این مقایسه ایجاد می شود. درک اصل حلقه معیوب ایجاد شده توسط OCD با بررسی ساختارهای فکری و کدهای شناختی فرد ، رویارویی فرد با وسواس با برخی از روش ها ، الگوهای فکر ناکارآمد و روش های عملکردی.

 

 

آردینی اوخو
یکشنبه 26 اردیبهشت 1400
بؤلوملر :

ارتباطات داخلی

0 گؤروش
یازار:‌

http://rosemaryplorin.com/wp-content/uploads/2016/04/Rosemary-Plorin_Internal-Communications.jpg

ارتباطات داخلی

 

ارتباطات عبارت است از تبادل اطلاعات ، احساسات و رفتارهایی که بین حداقل دو گروه زنده یعنی فرستنده و گیرنده صورت می گیرد. ارتباط می تواند کلامی ، نوشتاری (همراه با متن) ، تصویری (همراه با تصاویر ، نمادها) و همچنین زبان بدن (حرکات ) باشد. برخلاف انتظار ما ، 65٪ ارتباطات از زبان بدن و 20٪ از نشانه های کلامی تشکیل شده است ، در حالی که کلماتی که استفاده می کنیم فقط 15٪ را تشکیل می دهند. بنابراین شاید سرنخ های بیشتری به اندازه کلماتی که ما در ارتباطات استفاده می کنیم مهم باشند.

 

یکی از مهمترین مواردی که بر ارتباطات ما تأثیر می گذارد ، شدت عاطفی ما است. عصبانیت می تواند احساسات واقعی موجود در پس خشم را تحت الشعاع خود قرار دهد و باعث شود ما واکنش نادرستی نشان دهیم. وقتی عصبانی می شویم ، ممکن است در آن لحظه نتوانیم واکنش های خود را کنترل کنیم. وقتی ما فقط به جای یافتن و حل آنچه از آن عصبانی می شویم سعی در سرکوب آن داریم ، بعداً زمان اشتباه ممکن است بوجود آید. به همین دلیل صحبت در مورد احساسات مهم است.

 

آیا واقعاً به دلیل رفتار یا گفتار طرف مقابل است یا چیزی متفاوت است که ما تجربه می کنیم؟ این چیزی نیست که ما همیشه به آن فکر کنیم ، حتی اگر غالباً از موقعیتی که تجربه می کنیم عصبانی هستیم (بحث با همسر ، مشکلات در محل کار ، خستگی ، سردرد و ...) ، متوجه می شویم و ابتدا واکنش بیرونی نداریم. آگاهی از وقایع واقعی و افرادی که احساسات ما را در این زمینه تشکیل می دهند ، این امکان را برای ما فراهم می کند که در هنگام برقراری ارتباط ، واکنشهای خود را به درستی فرموله کرده و در صورت بروز موقعیتی ، آن را کنترل کنیم.

 

وقتی واقعه ای که ما را آزار می دهد ناشی از کودک است (مانند اطاعت نکردن ، انجام کاری که تکرار می کنید ، رعایت نکردن قوانین) ، اولین واکنش ما چگونه خواهد بود. در شرایطی که خشم و عصبانیت در آن لحظه واکنش نشان می دهند ، برخورد با واکنش متقابل بسیار ممکن است. در چنین شرایطی ، کلماتی که استفاده خواهید کرد ، لحن صدا ، زبان بدن و به عبارت دیگر زبان ارتباطی شما عواملی هستند که شکل واکنشی را که از کودک دریافت خواهید کرد تعیین می کنند. زیرا جملات و کلمات منفی (مانند احمقانه ، احمقانه ، بی کفایت ، تنبل) که برای کودک استفاده خواهید کرد باعث کاهش عزت نفس وی می شود و وی را سرزنش می کند و عصبانیتش را افزایش می دهد ، و این ممکن است باعث شود او با نگرش و واکنش.

 

یک زبان وجود دارد که می تواند برای جلوگیری از این شرایط استفاده شود: من زبان! وقتی عصبانی می شویم ، به جای انتقاد از رفتار شخص مقابل و استفاده از زبان متهم علیه او با شروع جمله به عنوان Sen ؛ ما می توانیم از من شروع کنیم ، و احساسات و افکار واقعی خود را در مورد واقعه ای که باعث آزار ، ناراحتی یا عصبانیت ما شده بیان کنیم. ما باید احساسی را که هنگام انجام این کار احساس می کنیم ، به وضوح توضیح دهیم ، اینکه این رویداد چیست و چرا عصبانی هستیم. در حالی که از زبان خود استفاده می شود ، باید از تعمیم ، صفت ، قضاوت و مفاهیم انتزاعی پرهیز کرد. ما باید تعاریف مشخصی را ترجیح دهیم. به این ترتیب می توانیم به جای واکنش نشان دادن به طرف مقابل ، طرف ما را درک کنیم.

 

جملات مثال:

 

چند بار به شما گفته ام که ​​روی زمین قدم نزنید؟

 

من نگرانم که اگر بدون جوراب روی زمین قدم بگذارید ممکن است بیمار شوید.

 

آیا دوباره تکالیف خود را انجام ندادید؟ من همیشه در تلاش هستم.

 

وقتی می بینم که تکالیف خود را انجام نداده اید ، فکر می کنم به اندازه کافی کار نکرده اید و از این بابت متاسفم زیرا می خواهم موفق باشید.

آردینی اوخو
یکشنبه 19 اردیبهشت 1400
بؤلوملر :

تعریف و اهمیت بازی در کودکان

0 گؤروش
یازار:‌

https://www.familyeducation.com/sites/default/files/styles/trimester_style/public/2018-09/Play-in-21st-century-learning.jpg?itok=yTVzXe7Z

تعریف و اهمیت بازی در کودکان

 

 

واژگان کودکان به اندازه بزرگسالان غنی نیست. به همین دلیل ، آنها از طریق اسباب بازی به خود می گویند. آنچه صحبت با یک بزرگسال با کودکان در بازی است. این قدرت درون کودک با بازی آشکار می شود. ما شفابخش نیستیم ، بلکه فقط وسیله هستیم.

 

 

بازی چیست؟

بیان خود کودک ، روش یادگیری قوانین از تجربیات خود ، پلی است بین تخیل و واقعیت. بیان دنیای درونی کودک و استفاده از اشیا نهفته زمینه ای است که کودک ارزش های اجتماعی و اخلاقی را می آموزد.

 

 

این محیط ایده آل برای رشد ذهنی ، جسمی و شخصیتی کودک است. این ابزاری برای اجتماعی شدن کودک است ، ابزاری برای سازگاری کودک است ، نوآوری و تغییر محیط ایده آلی است که هوش ، بدن و رشد شخصیت کودک را فراهم می کند. این وسیله ای برای اجتماعی شدن کودک است. ابزاری برای سازگاری کودک است. بازی فعالیتی است که به طور کلی بر شخصیت وی تأثیر می گذارد.

 

 

نظرات بسیاری در مورد اینکه این بازی چیست یا چیست نیست. نکته مشترک همه این دیدگاه ها این است که بازی مهمترین فعالیت برای کودک است.

 

 

بازی روشی است که کودک می تواند موضوعاتی را یاد بگیرد که هیچ کس نمی تواند از طریق تجربیات خودش به او بیاموزد (yavuzer H.، 1998).

 

 

طبق گفته پیاژه ، بازی یک هماهنگی است. بازی ها اعمالی است که توسط کودکان یا برخی از دانش آموزان گروه انتخاب می شود و طبق آنها قوانین محکمی دارد.

 

 

طبق گفته گروس (1896) بازی یک تمرین است. بزرگسالان رفتاری را که در آینده با آن روبرو می شوند از طریق بازی به دست می آورند.

 

 

Caillois (1958) بازی یک عمل یا فعالیت داوطلبانه است که با آگاهی از متفاوت بودن از زندگی واقعی انجام می شود ، که شامل احساس تنش و سرگرمی است که در یک منطقه خاص و دوره زمانی مطابق با قوانینی که آزادانه پذیرفته می شوند ، حفظ می شود الزام آور.

 

بازی فعالیتی است که جایگاه مهمی در زندگی افراد در هر سنی دارد. این بازی که برای بزرگسالان به معنای تفریح ​​، استراحت و تفریح ​​است ، ابزاری برای شناخت و درک دنیایی است که کودک در آن زندگی می کند و افراد اطرافش. به طور کلی ، بازی بخشی از زندگی واقعی است و موثرترین فرآیند یادگیری برای کودک است ، که اساس رشد جسمی ، شناختی ، زبانی ، عاطفی و اجتماعی است که کودک با اراده و لذت بخشی ، با یا بدون آن شرکت می کند. یک هدف خاص

 

 

اهمیت بازی

بازی یک ابزار آموزشی است. اجازه می دهد کودک خواب ببیند. این یک محیط را برای او فراهم می کند تا احساس استقلال و آزادی کند. این یک دنیای بازی را ایجاد می کند که در آن می تواند احساس تسلط بر خود ، احترام ، صداقت و مسئولیت را ایجاد کند و در عین حال ، این بازی قوانین را به خودی خود آموزش می دهد.

 

 

بازی عامل مهمی برای رشد سالم است. توسعه فیزیولوژیکی را فراهم می کند ، رفلکس ها را تقویت می کند ، مهارت های قدرت و استقامت را بهبود می بخشد ، سیستم تنفسی و گردش خون را تنظیم می کند.

 

 

بازی شغلی است که از وقت آزاد استفاده بهینه می کند. این کودک امکان حرکت آزاد ، هیجان ، شادی ، سرزندگی و لحظات سرگرم کننده را فراهم می کند ، اختلافات را از بین می برد. (مانند جوانان فقیر و غنی چربی نازک)

 https://cmsphoto.ww-cdn.com/superstatic/1965703/art/default/47402272-37518337.jpg?v=1592670565

وقتی صحبت از کودکان می شود ، اولین چیزی که به ذهن خطور می کند بازی است. کودکان از طریق بازی دنیا را می شناسند. گاهی اوقات آنها از برخی مواد برای بازی استفاده می کنند ، اشیا اطراف ، افراد ، حوادث ، طبیعت ، سازه ها ، وسایل نقلیه ، حیوانات ، جاده ها می توانند برای کودک یادگیری بازی و مواد سرگرمی باشند ، بنابراین بسیار مهم است که والدین بازی کنند می تواند بازی را واسطه کند. بازی فعالیتی است که هم نیازهای کودک را برآورده می کند و هم والدین را قادر می سازد تا کودک را از نزدیک بشناسند و دنبال کنند. برای کودک مهم است که هنگام بازی آزاد باشد ، بتواند خودش را راحت ابراز کند و مورد قضاوت قرار نگیرد. یک بازی یا اسباب بازی که از نظر کودکانه یا کودکانه به نظر می رسد ممکن است نیاز مهم کودک ما را برآورده کند. انجام بازی برای والدین همیشه آسان نیست. برخی از افراد ممکن است چنین استعدادی نداشته باشند و در چنین حالتی تشخیص بین بازیهایی که از آنها لذت می برید و بازیهایی که از آنها لذت نمی برید مهم است. به عنوان مثال ، در حالی که مادر می تواند بازی خانه را با لذت بیشتری انجام دهد ، پدر می تواند کودک را در بازی های توپ و باغ همراهی کند. زیرا بازی هایی که بدون خسته شدن انجام می شوند باعث دلزدگی و نارضایتی بچه ها از بازی می شوند. به همین دلیل ، هر پدر و مادری باید در مورد گرایش به بازی تلاش کند. همچنین رعایت کودک در بازی و ایجاد محیطی برای ابراز احساسات از اهمیت برخوردار است. به ویژه در سنین پیش دبستانی ، بازی های نمایشی مانند نمایش عروسکی خانه برای کودکان بسیار مهم است تا بتوانند در دنیای درونی خود تأمل کنند.

 

محققانی که روی بازی مطالعه می کنند اتفاق نظر دارند که بهترین راه برای درک احساسات ، افکار و سطح رشد کودک ، مشاهده او در هنگام بازی است. انواع بازی هایی که کودک بازی می کند ، نقش هایی که در بازی ایفا می کند ، تمام رفتاری که هنگام اجرای این نقش ها از خود نشان می دهد ، سرنخ های جدیدی در مورد شناخت او دارد. فرصتی برای ابراز احساسات و افکار خود از طریق بازی.کودکی که می تواند به این موضوع پی ببرد ، اغلب نکات مفیدی در مورد چگونگی حل مشکل خود در طول بازی به ما می دهد.

 

 

بازی درمانی چیست

 

بازی درمانی برای کودکان همان چیزی است که برای بزرگسالان مشاوره است. بازی درمانی به کودکان کمک می کند تا با قرار دادن یا استفاده از اسباب بازی ها به جای کلمات ، خود را بیان کنند. بازی درمانی نوعی از رشد درمانی است که هدف آن این است که کودکان بتوانند در هماهنگی و خوشبختی زندگی کنند. بازی درمانی مبتنی بر این واقعیت است که کودک در یک محیط طبیعی قرار دارد تا بتواند خود را از طریق بازی بیان کند. با استفاده از بازی و اسباب بازی به کودکان کمک می شود تا با کودکان ارتباط برقرار کنند ، مشکلات آنها را حل کنند و رفتارهای منفی خود را تغییر دهند. این یک فرآیند ویژه است که بر نیازهای کودکان برای ابراز وجود با استفاده از بازی ها و اسباب بازی ها متمرکز است. آنها آنها را ترغیب می کنند تا با بازی درمانی آموزش دیده ای که به آنها محیطی امن را ارائه می دهد ، همانطور که می خواهند بازی کنند. در این فرآیند ، انواع مختلفی از اسباب بازی ها برای بیان مشکلات عاطفی خود به کودکان ارائه می شود. فرصتی ایجاد می شود تا کودکان بتوانند از طریق بازی هایی که شامل هنر ، نمایش و خیال است ، خود را بیان کنند.

 

چرا بازی درمانی

کودکان عاشق بازی هستند. آنها به اندازه بزرگسالان مهارت و درک احساسات خود را رشد نداده اند. به همین دلیل ، این یک ویژگی شفابخشی است که به کودکان فرصت داده می شود تجربیات و احساسات خود را از طریق بازی بیان کنند. کودکان می توانند احساساتی مانند عصبانیت ، غم ، ترس یا ناامیدی را تحریک کنند که رفتار آنها را در یک محیط امن که توسط درمانگر تأمین می شود ، تحت تأثیر قرار می دهد. بازی درمانی به کودکان کمک می کند تا احساسات و افکار خود را بیان کرده و افکار ذهنی و جسمی خود را رشد دهند. بازی بهترین روش برای کودکانی است که در سازگاری با شرایط زندگی مشکل دارند. کودکان روانتر از طریق بازی بیان می شوند و بازی درمانی محیطی را در اختیار آنها قرار می دهد که می توانند خود را به راحت ترین شکل ابراز کنند.

 

 

چگونه تصمیم بگیریم اگر یک کودک به بازی درمانی نیاز دارد

 

 

برخی از کودکان در خانواده هایی که در مدیریت این روند مشکل دارند ممکن است در این دوره ها بیش از دیگران به حمایت نیاز داشته باشند. اگر کودک شما در زندگی درمورد پدر یا مادر ، معلم یا دیگر کودک بزرگسال به حمایت نیاز دارد ، بازی درمانی می تواند به شما کمک کند.

 

روش بازی کودک محور

 

راجرز درمان را به صورت زیر خلاصه کرد ، به جای اینکه امیدوار باشد که نتایج از قبیل استقلال بیشتر و ادغام فرد با کمک به حل مسئله محقق شود ، این نتیجه مستقیماً هدف قرار می گیرد. تمرکز اصلی بر روی مسئله نیست ، بلکه به فرد بستگی دارد. هدف حل یک مسئله خاص نیست ، بلکه کمک به رشد فرد است تا فرد بتواند از پس مشکل فعلی برآید و مشکلات بعدی را بهتر کنار بیاورد.

 

آنها استدلال کردند که اگر در برقراری ارتباط اخلاص ، احترام مثبت بی قید و شرط و همدلی موفق باشد ، مشتری در یک تغییر شخصیت تغییر می دهد. آنها بر این باورند که بازی درمانی کودک محور معنادارترین و مفیدترین مربی تجارب کودک در یک رابطه مشاوره ای برای ایجاد تغییرات طولانی مدت و مثبت است.

 

 

به طور خلاصه ، این یک ابزار مهم برای کودکان است که به دلایل زیادی بازی می کنند. بازی محیط طبیعی کودک است. از نظر تکاملی ، بازی فاصله بین تجربیات عینی و افکار انتزاعی را پر می کند.

 

 

8 اصل اساسی را برای هدایت بازی درمانی کودک محور با درک رشد خود شناسایی کرد. این اصول اساسی بر اولویت رابطه مشاوره تأکید دارند.

 

 

1. ایجاد رابطه گرم و دوستانه با کودک.

 

2. پذیرفتن بی قید و شرط کودک ، بدون اینکه انتظار داشته باشید به نوعی متفاوت باشد.

 

3. ایجاد احساس آزادی در روابط تا کودک بتواند آزادانه خود را ابراز کند.

 

4. شناخت و انعکاس احساسات کودک به منظور درک کودک.

 

5- به مهارت های غریزی کودک احترام بگذارید تا مشکلات خودش را حل کند و مسئولیت را به عهده کودک قرار دهید.

 

6. اجازه دادن به کودک برای کارگردانی ، نه تلاش برای هدایت اعمال یا گفتار کودک.

 

7. تشخیص ماهیت تدریجی روند کودک و عجله در مشاوره دادن.

 

8- تعیین حد لازم برای ادغام مشاوره کودک در حوزه واقعیت.

 

 ضروری است که کودک به جای دستورات درمانگر ، روند درمانی را مدیریت کند. نیروی اصلی تغییر دانش درمانگر نیست ، بلکه منابع درونی و خرد کودک است.

آردینی اوخو
چهارشنبه 8 اردیبهشت 1400
بؤلوملر :

جامعه هراسی و روش های درمانی

0 گؤروش
یازار:‌

https://www.talkspace.com/blog/wp-content/uploads/2020/08/therapy-cognitive-behavioral-cbt-find-near-me_1200-1-1-1.jpg

جامعه هراسی و روش های درمانی

 

شما باید در فضایی یک سخنرانی ارائه دهید ، وارد اتاقی می شوید که در آنجا سخنرانی خواهید کرد و می بینید که دوستان و همکارانتان آنجا هستند ، چشمانتان را می بندید و فکر می کنید صورت شما تقریبا قرمز است ، دستان شما شروع به لرزیدن می کنید و احساس می کنید کودکی که بلد نیست حرف بزند ، برهنه هیچ لباسی بر تن ندارید و احساس می کنید که می مانید و آرزو می کنید حتی اگر مکان شکافته شود ، من وارد آن می شوم.

 

روز دیگر وارد اتاق غذاخوری می شوید و می بینید که عزیزان و نزدیکان نزدیک شما به دیدار شما می آیند ، پشت میز می نشینند و به گفتگو می پیوندند ، اما در مورد برنامه های ازدواج از شما سوال می شود ، در آن لحظه بدن تقریبا یخ می زند ، چنگال را می ریزد دست خود را بی حس می کنید و احساس قفل شدن فک می کنید و در حال دعا هستید که مسئله در اسرع وقت تغییر کند.

 

 باز هم یک روز ، پسر عموی شما در خارج از کشور می گوید که او با یک مهمان به کشور شما می آید و می خواهد شما را معرفی کند. زبان خارجی شما در سطح بسیار خوبی قرار دارد ، اما ناگهان رویایی در ذهن شما ظاهر می شود که نمی توانید با آن شخص به یک زبان خارجی کامل صحبت کنید ، که اگر او سوالی از شما بپرسد شما هرگز قادر به پاسخ دادن به آن نیستید ، چهره شما قرمز شوید و مورد تمسخر قرار می گیرید. وقتی آن روز فرا می رسد ، می فهمید که ناگهان تب کرده اید ، معده درد دارید ، احساس ضعف شدید می کنید ، در حالی که شب قبل کاملاً سالم هستید و به پسر عموی خود اطلاع می دهید که نمی توانید برای ملاقات بیایید.

 

 در اینجا فقط چند عکس از زندگی افراد مبتلا به جامعه هراسی آورده شده است. جامعه هراسی نوعی اختلال است که در آن فرد ترس از قضاوت شدن توسط دیگران را دارد و در آن ترس آشکار و دائمی از خجالت کشیدن یا خجالت کشیدن در محیط های اجتماعی وجود دارد.

 

 اصطلاح جامعه هراسی ابتدا به عنوان ترس از غذا خوردن ، از درون ، لرزیدن ، سرخ شدن ، صحبت کردن ، نوشتن یا استفراغ در مقابل افراد دیگر تعریف شد و تأکید شد که ویژگی اصلی آن ترس از مضحک بودن در نظر دیگران است.

 

 در سال های اخیر ، اصطلاح اختلال اضطراب اجتماعی بیشتر به جای جامعه هراسی استفاده شده است. امروزه ، SF به عنوان ترس آشکار و مداوم از وضعیت اجتماعی یا اجتماعی است که در آن یک عمل خاص انجام می شود ، جایی که فرد با نگاه دقیق دیگران روبرو می شود ، به این دلیل که رفتاری تحقیرآمیز یا خجالت زده خواهد کرد .

 

 باورهای منفی بیماران مبتلا به SF نه از طریق مشاهده پاسخ های دیگران ، بلکه از برداشت هایی که آنها از دیگران می کنند در مورد شکل ظاهری آنها ناشی می شود.

 

بیماران مبتلا به SF به آنچه واقعاً اتفاق می افتد نگاه نمی کنند ، بلکه احساسات خود را که ناشی از شرایط ترسناک است متمرکز می کنند. فرض بر این است که این تفاوت اصلی بین SAD و کمرویی است.

 

 طبق مدل شناختی ، تمایل به جامعه هراسی برای تفسیر موقعیت های اجتماعی به عنوان تهدید ، از مجموعه ای از باورهای ناکارآمد درباره خود و نحوه رفتار آنها در موقعیت های اجتماعی ناشی می شود.

 

 باورهای ناکارآمد موجود در هراسهای اجتماعی را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

 

1. استانداردهای بسیار بالا برای عملکرد اجتماعی (من باید رضایت همه را جلب کنم ، اجازه ندهم کسی درک کند که مضطرب هستم و غیره)

 

2. اعتقادات مشروط درمورد ارزیابی اجتماعی (اگر اشتباهی مرتکب شدم مردود شدم ، اگر نظر دیگری پیدا کنم ، آنها فکر می کنند من احمق هستم و غیره)

 

3. باورهای بدون قید و شرط در مورد خود (شخص جذاب ، ناکافی ، متفاوت ، کسل کننده ، دوست نداشتنی و غیره نیستم)

 

 جامعه هراسی چقدر رایج است؟

 

 مشخص شده است که شیوع در طول زندگی بین 2.4-13٪ متفاوت است.

 

گزارش شده است که جامعه هراسی سومین اختلال روانپزشکی شایع پس از افسردگی اساسی و اعتیاد به الکل است ، با شیوع 13 در غربالگری ملی همبودی در ایالات متحده آمریکا.

 

در مطالعات اپیدمیولوژیک ، مشخص شده است که افراد مبتلا به SF اغلب از زنان مجرد و دارای سطح درآمد و تحصیلات پایین نسبت به افرادی که SF ندارند ، هستند. در نمونه بالینی مشاهده می شود که توزیع مساوی SF بین زن و مرد وجود دارد.

 

 هراسی اجتماعی از چه سنی شروع می شود؟

 

 اگرچه با توجه به زیرگروه جامعه هراسی متفاوت است ، اما از اوایل و اواخر بلوغ (10-17 سالگی) شروع می شود.اطلاعاتی وجود دارد که نوع شایع آن از سنین پایین تر شروع می شود.

 

 ویژگی های اساسی جامعه هراسی

 

1. ترس از بررسی و قضاوت توسط افراد دیگر در زمینه های اجتماعی 2. ترس از تحقیر ، اجرای مداوم تلفظ شده در موقعیت هایی که احتمال خجالت وجود دارد 3. اجتناب از شرایط ترسناک.

 

رایج ترین این شرایط مخوف عبارتند از:

 

معرفی شدن به دیگران

 

معرفی شدن به افراد ذی صلاح

 

استفاده از تلفن

 

پذیرایی از مهمان

 

در حین انجام کار تحت تماشا قرار گرفتن

 

شوخی نکن

 

غذا خوردن با دوستان

 

غذا خوردن در رستوران

 

جلوی دیگران بنویسیدکارشناسی ارشد

 

استفاده از توالت های عمومی

 

سخنرانی عمومی

 

چیزی نخرید

 

 درمان جامعه هراسی

 

 جامعه هراسی نوعی اختلال روانی است. در میان روش های درمانی ، دو روش با کیفیت اثبات شده وجود دارد.

 

 1. دارو درمانی

 

 2. درمان شناختی رفتاری

 

 در بیماران SAD ، برخلاف هراسهای خاص و آگورافوبیا ، برخی از مشکلات در زندگی درمانی واقعی وجود دارد که با پرداختن به وضعیت ترس انجام می شود. دشواریهای پیش آمده شامل تغییرپذیری از تنظیمات اجتماعی ، عدم توانایی در تنظیم از قبل برای تنظیم این تنظیمات و روش پرداختن ممکن است به عواقب منفی منجر شود که بیمار احساس ناتوانی و ناتوانی در آنها کند.

 

 به دلیل چنین مشکلاتی در عمل ، رویکردهای رفتاری شناختی در هراسهای اجتماعی باید فقط بر رویکردهای رفتاری ارجح باشند.

 

 در درمان ، اول از همه ، نگرانی های شناختی مانند انتقاد ، ارزیابی منفی ، محرومیت ، تحقیر ، طرد شدن برای بیماران SAD آشکار می شود.

 

 در مرحله بعدی ، هدف این است که چنین افکار منفی را که اساس ترس آنها است ، با همراه کردن آنها در کنار بیمار اصلاح کند.

 

 در حالی که تغییرات شناختی ایجاد شده با عملکردهای رفتاری از قبیل عبور بیش از حد تقویت می شود ، اطمینان حاصل می شود که در سطح رفتار و همچنین تفکر تغییر می کند.

 

 توجه: جامعه هراسی منجر به اختلال در عملکرد در بسیاری از زمینه های زندگی می شود. از بین بردن فوبیا با روش های روان درمانی امکان پذیر است. اول از همه ، شما باید بپذیرید که جامعه هراسی دارید ، با درمانگر مشورت کنید و انگیزه همکاری مشترک را داشته باشید. بعد از آن ، ادامه کار شما به عنوان یک فرد سالم است که می تواند با اعتماد به نفس بالا بدون تجربه اضطراب ، ترس و اجتناب در محیط های اجتماعی عمل کند.

آردینی اوخو
شنبه 28 فروردین 1400
بؤلوملر :

10 نکته برای مدیریت زمان موثر

0 گؤروش
یازار:‌

https://www.trendingus.com/wp-content/uploads/2018/08/timemanagement-1500x768.jpg

10 نکته برای مدیریت زمان موثر

 

مدیریت صحیح زمان می تواند استرس و فشارهای روحی ما را به خصوص در زندگی کاری بسیار کاهش دهد. البته برعکس آن نیز ممکن است. به عبارت دیگر ، عدم توانایی مدیریت صحیح زمان نیز می تواند منبع مهم استرس باشد. به خصوص در این روزها که ارتباط و دسترسی به اطلاعات به طرز باورنکردنی در حال تغییر است. اکنون لازم است خود را با شرایط سریع تغییر دهیم. و این فقط مربوط به کارمندان نیست. مدیریت زمان را می توان با استفاده از منبعی که در اختیار دارید ، یعنی زمان ، به بهترین روش ممکن خلاصه کرد. در این حالت ، برای یک مدیریت زمان موثر ، می توان خلاصه کرد: (1) جلوگیری از صرف وقت غیر ضروری ، (2) انجام کاری که منجر به نتیجه درست خواهد شد ، (3) انجام آن در کمترین زمان ممکن این تعریف همچنین تعریف کلمه کارایی است ، اما من از مفهوم مدیریت زمان استفاده خواهم کرد زیرا مکاتبات بیشتری در زبان ما پیدا می کند. بنابراین آنچه را که در بالا ذکر کردم چگونه انجام دهیم؟ به خصوص در چنین جهانی شدید و به سرعت در حال تغییر؟ پاسخ این سوال ممکن است آنقدر طولانی باشد که بتواند به راحتی کتابی را پر کند ، اما من می خواهم با 10 نکته ای که مهمترین آنها را می بینم شروع کنم.

 

اهداف خود را تعیین کنید: اهداف کوتاه مدت (هفتگی ، ماهانه) ، میان مدت (سالانه 3-4 ماه) و بلند مدت (اهداف 2-3 ساله و طولانی تر ، ایده آل ها و غیره) را تعیین کنید. از کوتاه ترین به بلندترین مرتب سازی کنید و آن را صرفاً روی کاغذ یا رسانه های الکترونیکی ذخیره کنید. خیلی دقیق ننویسید به یاد داشته باشید ، شما فقط اهداف خود را یادداشت می کنید ، نه همه کارهایی را که باید انجام دهید. حداکثر 20-25 گل تعداد خوبی است ، خیلی زیاد می تواند به این معنی باشد که شما بیش از حد زیاد توضیح می دهید. این نوشته ها را در مکانی با دسترسی آسان نگه دارید ، زیرا حداقل یک بار در ماه ، آنها را بررسی کرده و خواهید دید که آیا برای رسیدن به این اهداف تلاش می کنید یا خیر.

 

اولویت های خود را با توجه به این اهدافی که تعیین می کنید تعیین کنید: اهدافی که در بالا تعیین کردید لازم نیست که مربوط به شغل باشد. همچنین ممکن است اهداف مربوط به خانواده خود را تعیین کرده باشید. به این اهداف به عنوان قطب نمای خود فکر کنید. اکنون وقتی کار جدیدی را شروع می کنید ، وقتی به فکر خرج پول و غیره هستید. مقادیری که شما را راهنمایی می کنند ، اهدافی هستند که تعیین می کنید.

 

لیست ها را تهیه و استفاده کنید: مغز شما طوری طراحی نشده است که همه چیز را به خاطر بسپارد. اگر وظیفه یادآوری همه چیز را به او بسپارید ، وقت و انرژی او را برای مقابله با مشکلاتی که باید حل کند هدر خواهید داد. بنابراین هر آنچه به ذهنتان خطور می کند را یادداشت کنید. این یک ایده ، شغلی است که باید انجام دهید و غیره شاید. برای شروع ، با نوشتن اهدافی که در بالا ایجاد کرده اید شروع کنید. لیست ها در مدیریت زندگی شما بسیار مفید خواهند بود. همچنین به شما این امکان را می دهد که در مورد محل صرف وقت خود تصمیمات سالم تری بگیرید. می توانید از مداد یا برنامه انجام کارهای الکترونیکی استفاده کنید. مهم نیست که از چه چیزی استفاده می کنید ، هر کدام برای شما آسان می شود. اگر این کار را با تلفن هوشمند ، با خانواده و غیره انجام دهم. اگر از من می خواهید لیست ها و کارهایم را به اشتراک بگذارم ، من Wunderlist را به عنوان ابزاری با کاربرد آسان به زبان ترکی توصیه می کنم.

 

زندانی ایمیل نشوید: در طول روز ایمیل های زیادی به ما می رسد. بیشتر ما نیازی نیست که دقیقه به دقیقه ایمیل ها را پیگیری کنیم. با این حال ، ما اغلب خود را روی ماوس یا تلفن می بینیم و هر زمان می خواهیم ببینیم نامه جدیدی دریافت شده است یا نه. ایمیل ها فقط کار نمی کنند. همچنین می توانیم نامه هایی دریافت کنیم که باعث حواس پرتی ما شده و گاهی اوقات باعث می شود ساعتها بی مورد به گشت و گذار در اینترنت بپردازیم. با این حال ، اگر حداقل مقداری از این زمان را صرف اهدافی کنیم که در بالا تعیین کردیم ...

 

 

برای خواندن پست الکترونیکی و مشاهده نامه های خود در این زمان ها ، زمان های مشخصی تنظیم کنید.

 

هشدارهای ایمیل را در تلفن خود خاموش کنید ، این فقط باعث حواس پرتی می شود. اگر از آیفون استفاده می کنید ، می توانید آن را طوری تنظیم کنید که فقط از افرادی که به عنوان مهم تشخیص می دهید (مثلاً رئیس) هشدارهای فوری دریافت کند.

 

بعد از خواندن ایمیل های آنها یا اقدامات لازم آنها را در صندوق ورودی رها نکنید. با گزینه Archive آن را به پوشه بایگانی ارسال کنید. کار در منطقه ای با صدها ایمیل باعث حواس پرتی شما می شود. فقط ایمیل هایی را که روی آنها کار می کنید در صندوق ورودی خود داشته باشید. بنابراین می توانید به راحتی کارهایی را که روی آن کار می کنید تشخیص دهید.

 

از تقویم استفاده کنید: حتماً یک تقویم داشته باشید ، چه روی کاغذ و چه به صورت الکترونیکی. برای کارهای مهم وقت گیر - مانند تهیه گزارش پایان سال ، کمک به کودک در کار امتحان - در تقویم خود زمانی اختصاص دهید. هر کاری را که انجام می دهید در تقویم ننویسید. از لیست ها برای کارهایی که می کنید استفاده کنید. فقط در تقویم زمانی را برای کارهایی اختصاص دهید که زمان زیادی از شما می گیرد و شما باید بی مزاحم کار کنید. تقویم خود را هر روز یا روز قبل بررسی کنید و روز خود را برنامه ریزی کنید. هنگام برنامه ریزی سعی کنید کارهایی را که شما را به اهدافی که در بالا تعیین کرده اید برسانید.

 

استفاده از اینترنت ، به ویژه رسانه های اجتماعی را محدود کنید: اگر شغل شما مربوط به شبکه های اجتماعی نیست ، چند ساعت در روز را در فیس بوک می گذرانید ،تصمیم بگیرید که چه چیزی را می خواهید در witter و غیره خرج کنید و زمان های مشخصی را برای ورود به شبکه های اجتماعی تعیین کنید. در صورت تمایل می توانید از برنامه های ساخته شده برای این کار نیز استفاده کنید.

 

نه گفتن را بیاموزید:همیشه نمی توانید هر آنچه از شما خواسته می شود انجام دهید. قبل از اینکه به چیزی که از شما خواسته شده بله بگویید ، تقویم و لیست خود را بررسی کنید. این شغل چقدر اجتناب ناپذیر است؟ و این شغل چقدر در خدمت اهداف شما است؟ پس از پاسخ دادن به این سوالات تصمیم خود را برای بله یا نه گفتن بگیرید.

 https://th.bing.com/th/id/OIP.1vqv479C2ZEJO1zeLGplEAHaE8?pid=ImgDet&rs=1

بگذارید اولین چیز صبح شما "آن قورباغه را بخورد": "خوردن قورباغه" اصطلاح است. به عبارت دقیق تر ، این اصطلاح پس از کتاب برایان تریسی 2 به همین نام شد. در اینجا قورباغه به معنای "کارهای مهم اما ناخوشایند است که شما نمی خواهید انجام دهید". منطق ما این است: اگر اول صبح "ناپسندترین" کار را انجام دهید ، سخت ترین کار روز را انجام داده اید و قبل از ظهر آرام خواهید گرفت. بنابراین ، اولین قورباغه تند و زننده را اول صبح بگذارید و متوجه خواهید شد که بقیه روز روز راحت تر و پربارتر است.

 

از دستاوردهای خود لذت ببرید: ما شکست های خود را تشخیص می دهیم ، حتی اگر بسیار کوچک باشند ، و اغلب تمایل داریم که خود را به خاطر آنها سرزنش کنیم. اما ما برای موفقیت های کوچک همین کار را نمی کنیم. آنها باید اندازه قابل توجهی داشته باشند تا دستاوردهای ما را دریابند. با این حال ، وقتی موفقیت ها را مشاهده می کنیم ، هر دو با انگیزه بیشتری کار می کنیم و فرصتی برای تکرار آنها داریم. بنابراین ، ما مدیریت زمان و کارایی موثرتری را ارائه می دهیم. حتی اگر برای شما پوچ بنظر برسد ، وقتی کاری را به دست آوردید که قبلا نتوانسته اید به آن برسید ، آن را درک کنید و به خودتان تبریک بگویید.

 

در زندگی خود روال داشته باشید. قبل از شروع کار ، صبح بیدار شدن یا قبل از ترک کار ، روالهای مشخصی را تعیین کنید. این روال ها لازم نیست که بسیار پیچیده باشند ، اما این روال ها شما را آماده کار می کنند و "خاموش کردن" بعد از کار و تغییر حالت خصوصی زندگی را برای شما آسان می کنند. به عنوان مثال ، من می خواهم برنامه صبحانه خودم را به اشتراک بگذارم. این روالی است که من می نویسم ، روالی است که بعد از آمدن به دفتر اعمال می کنم. البته اعمال این روال همیشه امکان پذیر نیست. بعضی اوقات مواردی وجود دارد که باید به محض ورود به محل کار از آنها مراقبت کنید. با این حال ، من فهمیدم که تلاش برای به کار بردن آن تا حد ممکن به نفع من بود.

 

 

قهوه صبحانه خود را بنوشید.

 

نگاهی سریع به اخبار بیندازید.

 

نگاهی سریع به نامه های الکترونیکی بیندازید. اگر ایمیل مهمی وجود دارد ، آن را در برنامه کارهای خود ذخیره کنید تا پاسخ دهید. (در این مرحله ، من به نامه هایی که مهم نیستند علاقه ای ندارم. اگر از Gmail استفاده می کنید ، ویژگی Gmail برای ارائه ایمیل با جدا کردن آنها به برگه ها در اینجا کار می کند. من فقط نامه های موجود در برگه اصلی را نگاه می کنم. به نظر نمی رسم در برگه هایی مانند خرید ، انجمن ، رسانه های اجتماعی.)

 

تقویم را مرور کنید.

 

کارهای انجام شده را مرور کنید و تقریباً تصمیم بگیرید که امروز می خواهید چه کاری انجام دهید.

 

مدیریت زمان و کارایی در کشور ما یک زمینه دست کم گرفته شده است. با این حال ، می تواند به شما کمک کند کارهای زیادی را در مدت زمان کوتاهی انجام دهید ، و همچنین می تواند استرس روزانه شما را به طور منظمی کاهش دهد ، زیرا کارهایی را که می خواهید انجام دهید سازمان می دهد.

آردینی اوخو
یکشنبه 15 فروردین 1400
بؤلوملر :

چگونه والدین باید روند طلاق را برای کودکان توضیح دهند؟

0 گؤروش
یازار:‌

https://th.bing.com/th/id/OIP.URUrMy6DbkDbUbaFZ4wDTgHaDt?pid=ImgDet&rs=1

چگونه والدین باید روند طلاق را برای کودکان توضیح دهند؟

 

طبیعی است که هر کودکی با والدین خود زندگی کند. با این وجود ، وقتی هماهنگی و خوشبختی بین زوجین از بین می رود ، ممکن است ساختار خانوادگی منفی تری برای کودک بوجود آید. این وضعیت می تواند تصمیم به طلاق بین زوجین شود. مطالعات نشان داده است که طلاق به طور صحیح بر کودکان تأثیر آسیب نمی گذارد. وقتی صحبت از مدیریت صحیح فرآیند می شود ، اولین چیزی که به ذهن خطور می کند دادن خبر طلاق و اطلاع صحیح کودک برای سایر تغییراتی است که در زندگی کودک رخ خواهد داد.

 

یکی از اولین و مهمترین مراحل انتقال صحیح روند طلاق به فرزندان است. یکی از عناصر مهم در هر مبحثی که با کودکان مطرح می شود ، سن کودک است. به همین دلیل ، اطلاع رسانی با توجه به سن کودک مهم است.

 

وضعیت ایده آل هنگام انتقال تصمیم طلاق به فرزندان این است که مادر و پدر شرایط را با هم به کودک منتقل کنند. در اینجا توصیه می شود مکانی (اتاقی) داشته باشید که کودک در آن احساس امنیت و عادت کند.

 

کودکان 3-5 ساله ساختار شناختی ندارند تا مفهوم طلاق را به طور خلاصه درک کنند. به همین دلیل ، کافی است گزارش کنیم که تصمیم گرفته شده است که در خانه های جداگانه و بدون استفاده از کلمه طلاق ، زندگی شود. جمله کوتاه و واضحی مانند "مادر و پدر شما اکنون در خانه ای جداگانه زندگی خواهند کرد ، هر زمان که خواستید می توانید با او ملاقات کرده و به او برسید" کافی است. پاسخ به سوالات کودک ضروری است. این دوره سنی یک دوره زمانی است که کودک دارای ساختار خودمحوری است. کودک ممکن است فکر کند پدرش به دلیل شیطنت هایش از خانه بیرون می رود. باید تأکید کرد که تصمیم به طلاق به رفتار کودک مربوط نمی شود بلکه به مشکلات تجربه شده در میان بزرگسالان مربوط است.

 

با اجتماعی شدن کودکان پس از 5 سالگی ، ایده های آنها در مورد مفهوم طلاق شکل می گیرد. به همین دلیل ، نیاز به توضیح بیشتری دارد و ممکن است سوالات بیشتری بپرسد. در این گروه سنی ممکن است لازم باشد اظهارات کلی بیان شود که در مورد دلایل طلاق توهین آمیز نباشد. مهم است که والدین در مورد متهم کردن صحبت نکنند و دلایل طلاق را به یکدیگر نسبت ندهند.

 

پس از 12 سالگی و نوجوانی ، کودکان به طور کلی به اخبار طلاق پاسخ نمی دهند و احساسات خود را با هم تقسیم نمی کنند. در اینجا لازم است به کودکان فرصت داده شود تا احساسات خود را ابراز کنند ، دلایل تصمیم طلاق را با جزئیات بیشتری به اشتراک بگذارند و توضیحات مفصلی در مورد چگونگی روند کار ارائه دهند.

 

برخی عبارات وجود دارد که در هر دوره سنی تغییر نمی کند و ثابت می ماند. مهمترین نکته این است که مادر و پدر می توانند بدون سرزنش کردن یکدیگر صحبت کنند و کودک در قبال تصمیم طلاق مسئولیتی احساس نمی کند. باید به صراحت بیان شود که طلاق تغییری در روابط بین والدین ایجاد خواهد کرد ، کودک رابطه خود را با مادر یا پدرش تغییر نخواهد داد و نباید این امر را جدایی از والدین دانست. نباید امیدوار بود که والدین بتوانند دوباره به هم بپیوندند ، زوجین باید در این مورد توافق کرده و ثابت قدم باشند.

 

اگرچه کودک از والدین خود جدا شده است ، اما ایجاد یک رابطه ایمن و روتین (تماس تلفنی هر شب قبل از خواب ، قطع نکردن روزهای مصاحبه و غیره) ، دسترسی آسان به هر یک از والدین در صورت لزوم ، حمایت از متخصص در هنگام احساسات که او مشکل دارد و نمی تواند با آن کنار بیاید مورد توجه قرار می گیرد.

آردینی اوخو
پنجشنبه 28 اسفند 1399
بؤلوملر :

شرایط روانی خانواده های دارای فرزند معلول

0 گؤروش
یازار:‌

https://th.bing.com/th/id/OIP.Oc4TFhpAd1HCULFeOUGLXQHaFE?pid=ImgDet&rs=1

شرایط روانی خانواده های دارای فرزند معلول

 

در روند طبیعی زندگی ، ازدواج و فرزندآوری از جمله موارد مهم زندگی است که افراد را خوشحال می کند. در کل خانواده ها ، حوادث و دوره های استرس زای خاصی وجود دارد که به سیستم خانواده یا هر یک از اعضای خانواده مراحل خاصی از رشد بستگی دارد. مشارکت کودک در خانواده یکی از مهمترین دوره های گذار در زندگی خانواده است. این روند که با تصمیم گیری برای آوردن فرزند به خانواده آغاز می شود ، نیاز به سازماندهی مجدد نقش در خانواده ، ایجاد روال های جدید و سازگاری با تغییرات در بسیاری از زمینه های دیگر دارد. تکمیل خانواده بودن اغلب داشتن فرزند است. همسران به دلایل مختلف مانند گاهی محصول ازدواج خود و گاه پایداری خانواده می خواهند صاحب فرزند شوند. زوجین با ایده کودکان رویای این موضوع را شروع می کنند. آنها این خواب ها را بر اساس کودکان "کامل" ، "سالم" و "عادی" بنا می کنند. همسران وقتی بچه دار می شوند وارد مرحله جدیدی از چرخه زندگی خانواده می شوند و این یک وضعیت استرس زای اضافی است. همسران همچنین با داشتن فرزند مسئولیت والدین را بر عهده می گیرند. بچه دار شدن بر سبک زندگی زوجین ، روابط زناشویی ، موقعیت اعضای خانواده و در نتیجه زندگی فردی آنها تأثیر می گذارد و منجر به استرس والدین می شود. بنابراین ، تولد کودک آغاز یک نقطه عطف جدید در زندگی خانواده است. نقش های جدیدی را به عهده والدین می گذارد و آنها را ملزم می کند که برنامه های معمول خود را تغییر دهند. وی اظهار داشت که تولد کودک نیاز به سازگاری با بسیاری از تغییرات ، مشکلات و زندگی جدید در خانواده دارد. مراحل رشد خانواده نیز باید به موازات مراحل رشد کودک در نظر گرفته شود. با این حال ، تولد و رشد کودکان با ویژگی های مختلف باعث تغییرات مختلف در خانواده ها می شود. بسیاری از خانواده ها برای تاجگذاری در ازدواج خود می خواهند صاحب فرزند شوند. دریافت اخبار بارداری توسط مادر عاملی است که خانواده را خوشحال می کند. در این دوره ، مادر این رویا را ایجاد می کند که کودک در ذهن او متولد شود. در این خواب ، مادر با تأثیرپذیری از انتظارات از خود ، همسر ، بستگان ، محیط نزدیک و زندگی اجتماعی ، درک کاملی از کودک را ایجاد می کند. از طرف دیگر ، ممکن است این نگرانی وجود داشته باشد که انتظارات محقق نشود ، اما خانواده نمی خواهد این احتمال را در نظر بگیرد. با پی بردن به پیوستن نوزاد جدید به خانواده ، اولین پایه های روابط خواهر و برادر قبل از تولد کودک در رحم ریخته می شود. در این حالت ، نگرش والدین و آمادگی فرزند اول در مورد آینده خواهر یا برادر جدید از نظر اولین واکنش آنها نسبت به خواهر و برادرشان مهم است. با این حال ، اولین واکنش می تواند از شادی به خشم بعد از هفته اول تبدیل شود. میزان و میزان آمادگی لازم به شخصیت ، سن و شرایط خانوادگی کودک بستگی دارد. حتی اگر آمادگی وجود نداشته باشد ، کودکان از طریق مکالمات ، تغییرات و نوزادان اطراف خود متوجه وضعیت در خانه می شوند و ممکن است اضطراب را تجربه کنند زیرا نمی توانند این تغییرات را درک کنند. روند انتظار کودک برای هر خانواده دوره ای است که در آن رویاهایی درباره آن کودک ساخته می شود و به طور کلی امکان معلولیت کودک در نظر گرفته نمی شود. تمام آماده سازی ها برای یک کودک عادی در نظر گرفته شده است. درک اینکه کودک دارای معلولیت است باعث می شود بسیاری از خانواده ها احساسات پیچیده ای را تجربه کنند. یادگیری اینکه کودک دارای معلولیت است ، صرف نظر از میزان معلولیت ، یک رویداد بسیار استرس زا است. تولد یک کودک معلول احساسات و اضطراب های شدیدی همراه با از بین بردن همه انتظارات مثبت و رویاهای خانواده به همراه دارد. تولد کودک معلول در خانواده وضعیتی است که بر زندگی ، احساسات ، افکار و رفتار اعضا تأثیر منفی می گذارد. با تولد یک کودک معلول ، تعدادی تغییر در زندگی خانوادگی مشاهده می شود. بعد از تولد ، والدین نمی دانند چه کاری باید انجام دهند ، کجا باید بروند ، به چه کسی باید بگویند ، چه چیزی را بپرسند و دچار سردرگمی شوند. آنها با سوالاتی روبرو هستند که مانع در هر زمان ، در هرجای جامعه چیست. در این حالت ، والدین باید در صورت وجود ، اطلاعات و توضیحاتی را درباره فرزندان غیر معلول ، بزرگان خانواده ، دوستان نزدیک و همسایگان خود ارائه دهند. زیرا اشتراک با افرادی که با آنها در تعامل مداوم هستند ، باعث آرامش والدین و اعتماد آنها خواهد شد. ناتوانی کودک ، نحوه توضیح او برای اولین بار به خانواده و اطلاعات ارائه شده در توانایی خانواده در تجربه خفیف یا شدید این شوک و پذیرش آینده وضعیت کودک نقش مهمی دارد. زیرا پذیرفتن واقعیت کودک معلول ، سازگاری موفقیت آمیز با شرایط و تنظیم مجدد زندگی خود بر اساس این واقعیت برای والدین آسان نیست.

 

به گفته وولستنبنگر ، سه نوع بحران وجود دارد که توسط خبر اول آشکار شده است. پس از پیوستن کودک عقب مانده ذهنی به خانواده ، وولستنبرگر دریافت که اولین بحران مادران و پدران معلول بودن فرزندان آنها است.که آنها وقتی متوقف می شوند زندگی می کنند. بحران دوم زمانی است که آنها باید در انتظارات خود از کودک معلول تجدید نظر کنند. از سوی دیگر ، بحران سوم بیان می کند که آنها در حالی که با مشکلاتی که هر روز با آن روبرو هستند زندگی می کنند زندگی می کنند. اینها:

 

بحران نوآوری: مفهوم خانواده از خود نتیجه تحولی است که در مورد خانواده و آینده خانواده پدید می آید. این فقط واکنش به ناتوانی ذهنی نیست. همچنین واکنشی به تغییر شرایط فرد است. بحران تازگی کوتاه مدت است و خانواده پس از پایان شوک اولیه با استرس های دیگری روبرو می شوند.

 

بحران ارزشهای شخصی: بسیاری از افراد می خواهند به آرمان نژاد و موفقیت برسند. به دلیل ظهور موقعیتی که با این ارزشها ایجاد می شود ، بحرانهای ارزشهای شخصی رخ می دهد.

 

بحران واقعیت: در این بحران ، نگرانی های مالی ، صلاحیت محدود کودک در داشتن حرفه ، زمان زیادی برای صرف مراقبت از کودک و غیره. بسیاری از حقایق مشخصی که خانواده کودک معلول با آن روبرو می شوند ، آشکار می شود.

 https://th.bing.com/th/id/OIP.5xYXL7Ek2rehgxg-XB5g9wHaEK?pid=ImgDet&rs=1

به طور کلی ، خانواده ها فرزندان خود را کاری می دانند که افکار ، رویاها و اهداف آنها را تحقق می بخشد. تولد هر کودک باعث تغییراتی در زندگی خانوادگی می شود. بر این اساس ، از آنجا که مراحل رشد خانواده و مراحل رشد کودک به طور موازی ادامه می یابد ، این تغییرات شرایط قابل قبولی در خانواده هستند. با این حال ، مراحل رشد کودکان عقب مانده ذهنی در مقایسه با کودکان سالم و سالم کندتر و گاه بسیار دیر است. داشتن کودک کم توان ذهنی بیش از کودکان سالم در مراحل رشد خانواده تأثیر می گذارد. فشارهای عاطفی که خانواده های دارای نوزاد معلول تجربه کرده اند ، عدم توانایی در کسب اطلاعات کافی در مورد وضعیت کودکان ، دشواری در توضیح وضعیت کودک برای دیگران ، رفتار و مشکلات سلامتی مربوط به ناتوانی در کودک ، الزام به ملاقات با بسیاری متخصصان در زمینه درمان و آموزش ، تلاش برای یافتن آموزش مناسب ، زمان بیشتر نیاز به پول و انرژی و نگرانی در مورد آینده کودک عوامل استرس زای مهم خانواده ها هستند. این استرس باعث می شود والدین نگرشهایی مانند عدم توانایی برقراری ارتباط موثر با فرزندان ، انتظارات غیر واقعی از فرزندان ، تأمین تنها نیازهای جسمی کودک با نادیده گرفتن نیازهای عاطفی کودک و حتی طرد کودک را از خود بروز دهند.

آردینی اوخو
یکشنبه 17 اسفند 1399
بؤلوملر :

اسرار طول عمر از منطقه آبی که پیر ترین مردم جهان در آن زندگی می کنند

0 گؤروش
یازار:‌

اسرار طول عمر از منطقه آبی که پیر ترین مردم جهان در آن زندگی می کنند

 

بیماری های مزمن و موانعی که در اثر پیری ایجاد شده است می تواند منجر به کاهش کیفیت زندگی ما در سنین بعدی شود. در حالی که عوامل ژنتیکی میزان حساسیت ما به برخی بیماری های مرتبط با پیری را تعیین می کنند ، اما سبک زندگی و عادت های ما می توانند به اندازه عوامل ژنتیکی تعیین کننده وضعیت سلامتی ما در سال های بعد باشند.

 

مطالعاتی که در برخی از نقاط جهان با افرادی انجام شده است که علی رغم سن بالا توانسته اند زندگی کاملاً سالم و با کیفیتی را حفظ کنند. این نشان می دهد که بیماری ها و دشواری های ناشی از افزایش سن با حفظ برخی از عادت های زندگی به راحتی قابل پیشگیری است.در جغرافیای مختلف جهان ، مناطقی که متوسط ​​امید به زندگی بسیار بالاتر از متوسط ​​جهانی است ، بیماری های مزمن مرتبط با پیری کمترین شیوع را دارند و افراد سالمندی خود را بسیار سالم تر ، شادتر و متناسب می گذرانند "منطقه آبی" نامیده می شود.

 

 

"منطقه آبی" چیست؟

 

 https://th.bing.com/th/id/Rbf958bc6bf8a27618c0e6d0a41da8583?rik=z%2bS00zusQvrWPw&riu=http%3a%2f%2fwww.change4health.org%2fwp-content%2fuploads%2f2016%2f01%2fblue-zones.jpg&ehk=PR7c1PLwKH8nDgcFaeDIhnzmAb6AE4cCz28nnORgBTI%3d&risl=&pid=ImgRaw

اگرچه اصطلاح "منطقه آبی" که توسط دان بوتنر ، که ابتدا زندگی و عادات مردم در جغرافیایی را که امید به زندگی آنها بسیار بیشتر از حد معمول است ، مورد بررسی قرار می دهد ، استفاده می کند ، اصطلاح علمی به نظر می رسد ، اما در واقع کاربرد علمی ندارد. داستان پشت "مناطق آبی" که در آن بلندقامت ترین افراد جهان زندگی می کنند از این واقعیت ناشی می شود که بوتنر و سایر محققان هنگام کاوش ، این مناطق را به رنگ آبی روی نقشه قرار دادند. بوتنر در کتاب خود "مناطق آبی" ، که در آن تحقیق خود را با تیم National Geographic جمع آوری کرد ، به طور خلاصه پنج منطقه در جهان را توصیف می کند که مردم بیشترین زندگی را دارند:

 

ایکاریا - یونان: ایکاریا یک جزیره کوچک یونانی است که در رژیم غذایی مردم روغن زیتون و شراب قرمز غالب است ، همه وعده های غذایی با میوه ها و سبزیجات فصلی در باغ تهیه می شود.

 

اولیسترا ، ساردینیا - ایتالیا: منطقه اوگلیاستر ساردینیا همچنان خانه قدیمی ترین افراد جهان است. مردم این جزیره که عموماً با کشاورزی کار می کنند در مناطق کوهستانی زندگی می کنند.

 

جزیره اوکیناوا - ژاپن: اوکیناوا منطقه ای است که به دلیل خانه بزرگترین زنان در جهان شناخته می شود که از سویا زیادی تغذیه می کنند و به طور فعال تای چی ، نوعی ورزش مراقبه را تمرین می کنند.

 

شبه جزیره نیکویا - کاستاریکا: اکثر رژیم های غذایی افرادی که در نیکویا زندگی می کنند ، عمدتا با لوبیا و نان ذرت جلب توجه می کند. صرف نظر از سن و سال ، افراد این منطقه به طور مرتب درگیر مشاغلی می شوند که به فعالیت بدنی نیاز دارند ، به شرط آنکه از نظر جسمی صلاحیت داشته باشند و هدف زندگی خود را "برنامه de vida" بنامند.

 

Loma Linda - کالیفرنیا: بخش قابل توجهی از جمعیت Loma Linda از یک گروه مسیحی رادیکال به نام Adventists of Seventh-day تشکیل شده است. افرادی که به این گروه مذهبی بسته تعلق دارند رژیم غذایی کاملاً گیاهی دارند و در جوامع گره خورده زندگی می کنند.

 

بسیاری از مطالعات علمی انجام شده در مناطقی که در طبقه بندی بوتنر گنجانده شده است ، نشان می دهد که تعداد افراد بالای 90 یا 100 سال در این مناطق ، به نام منطقه آبی ، در بالاترین میزان در مقایسه با سایر مناطق جهان است.

 

مطالعات علمی با طولانی ترین افراد جهان نشان می دهد که فقط 20-30٪ از عمر طولانی و سالم آنها به ژنتیک بستگی دارد ، در حالی که بقیه موارد تا حد زیادی توسط عوامل مختلف محیطی مانند عادات غذایی و میزان فعالیت روزانه تعیین می شود.

 

بنابراین ، چه عاداتی باعث می شود مردم ساکن در این مناطق "با عمر طولانی ترین مردم جهان" باشند ، اگرچه هر یک از آنها در جغرافیای مختلف جهان واقع شده است؟ سبک زندگی طولانی این افراد که بسیار بیشتر از متوسط ​​عمر خود را سپری می کنند و مهمتر از همه ، علیرغم بالا رفتن سن به سن سالم ادامه می دهند چگونه است؟

 

تغذیه گیاهی

یکی از بارزترین ویژگی های افرادی که در مناطق منطقه آبی زندگی می کنند این است که 95٪ از رژیم غذایی آنها از غذاهای گیاهی تشکیل شده است. اگرچه افرادی که در این مناطق زندگی می کنند گیاهخوار سختگیری نیستند ، آنها به طور متوسط ​​4-5 بار در ماه غذاهای حیوانی می خورند و در زمان های باقی مانده وعده های غذایی را از میوه ها و سبزیجات فصلی تازه استفاده می کنند.

 

بسیاری از علوممطالعه سیل همچنین نشان می دهد که اجتناب از غذاهای حیوانی ، به ویژه گوشت قرمز ، می تواند به میزان قابل توجهی خطر مرگ ناشی از بیماری های قلبی عروقی ، سرطان و بسیاری از دلایل دیگر را کاهش دهد. در عوض ، سبزیجات و میوه ها منابع فیبر ، مواد معدنی و ویتامین ها هستند. حبوبات غنی از فیبر و پروتئین ؛ غلات کامل؛ آجیل های غنی از چربی های سالم ، ماهی های دارای منبع امگا 3 و سایر غذاهای دریایی از جمله منابع غذایی پرمصرف ترین مردم دنیا هستند.

 

 https://www.bluezones.com/wp-content/uploads/2015/03/Dan_BZS.jpg

فواصل کوتاه تغذیه و قانون 80٪

یکی دیگر از عادت های قابل توجه رژیم غذایی در افراد منطقه آبی ، دریافت کالری کم و ساعات نسبتاً کوتاهی است که در طول روز می خورند. این یک عادت زنده است که توسط تحقیقات علمی پشتیبانی می شود و به ویژه کاهش میزان کالری روزانه می تواند به افزایش طول عمر کمک کند. نتایج یک مطالعه طولانی و کامل 25 ساله با میمون ها نشان می دهد که 30٪ کالری کمتر از یک رژیم طبیعی روزانه به طور قابل توجهی با طول عمر بیشتر مرتبط است.

 

مطالعه ای که با مردم در جزیره اوکیناوا انجام شد ، همچنین یکی از مناطق منطقه آبی ، نشان می دهد که محدودیت کالری اجباری به دلیل قحطی پس از جنگ در دوره قبل از دهه 1960 وجود داشته است ، و این وضعیت ممکن است به طول عمر مردم کمک کند زندگی در این منطقه علاوه بر محدودیت کالری ، اهالی اوکیناوا قانونی را که در رژیم غذایی خود "hara hachi bu" می نامند ، دنبال می کنند ، جایی که به جای احساس سیری کامل از میز ، وقتی 80٪ احساس سیری می کنند ، غذا را متوقف می کنند. پخش وعده های غذایی آنها در میزهای شلوغ به مدت طولانی علاوه بر کم خوردن ، به احساس سیری سریعتر و کالری کمتری نیز کمک می کند.

 

علاوه بر کاهش مداوم کالری دریافتی ، روزه داری دوره ای همچنین از زندگی بیشتر مردم در این مناطق نیز پشتیبانی می کند. به عنوان مثال ، تقریباً همه سرخپوستان ایکاریا مسیحی ارتدکس یونان هستند و به دلیل اعتقادات مذهبی خود ، در بسیاری از تعطیلات مذهبی سالانه خود روزه می گیرند. بسیاری از مطالعات علمی نشان می دهد که روزه داری کلسترول خون را کاهش می دهد ، فشار خون را کاهش می دهد و خطر بیماری های مزمن را کاهش می دهد.

 

 

سبک زندگی فعال و شدت فعالیت بدنی

 

 

عامل دیگری که در میان عادات سبک زندگی سالم نقش مهمی دارد ، بدون شک الگوی ورزشی است. البته ، ما داده هایی از جمله طولانی ترین افراد در جهان که هر روز به باشگاه می روند ، به طور منظم ورزش می کنند یا هر روز دویدن نداریم. با این حال ، حتی اگر این افراد آگاهانه ورزش نکنند ، به دلیل طبیعت فعال باغبانی و کارهای صحرایی ، پیاده روی ، شنا ، آشپزی و سایر کارهای روزمره ، یک سبک زندگی فوق العاده فعال را دنبال می کنند.

 

مطالعه ای که روی مردان ساکن جزیره ساردنیای ایتالیا انجام شده است نشان می دهد که به دلیل طول عمر طولانی ، آنها مجبور هستند به دلیل مراقبت از حیوانات به طور مداوم در طبیعت قدم بزنند ، زیرا آنها در دامنه های تند کوه ها زندگی می کنند ، مجبورند بیشتر تلاش های جسمی خود را انجام دهند ، و آنها مجبورند مسافت زیادی از روستاهای خود را طی کنند تا به مرکز جزیره برسند. نشان می دهد که این رابطه نزدیک است. سبک زندگی فعال ، که خطر مرگ و میر ناشی از بیماری های قلبی عروقی ، بیماری های مزمن و چاقی را کاهش می دهد ، به عنوان راز طول عمر بیشترین افراد در جهان شناخته می شود ، به ویژه به این دلیل که گردش خون را تسریع می کند.

 

 

الگوی خواب کافی ، متعادل و با کیفیت

یافته های تحقیقاتی وجود دارد که نشان می دهد خواب ناکافی ، به خصوص خواب نرفتن در شب ، که زمان استراحت و تجدید بدن است ، به دلیل بسیاری از عوامل ، به ویژه بیماری قلبی و سکته ، خطر مرگ را افزایش می دهد. یکی از مهمترین عادتهای طولانی ترین افراد دنیا این است که آنها چرخه خواب-بیداری خود را مطابق با نور روز تنظیم می کنند ، بنابراین یک خواب شبانه کافی ، متعادل و با کیفیت دارند.

 

تجزیه و تحلیل جامع 35 مطالعه علمی مختلف در مورد خواب نشان می دهد که 7 ساعت خواب در روز بهترین زمان خواب است و کمتر از 7 ساعت خواب می تواند منجر به پیری زودتر شود. طولانی ترین افراد در جهان نیز به داشتن یک خواب منظم و متعادل معروف هستند. خواب آلودگی در روز نیز در برخی مناطق آبی مانند ایکاریا و شمعدانی رایج است.

 

اگرچه یافته های تحقیقاتی وجود دارد که نشان می دهد چرت های روزانه ، که در اکثر کشورهای مدیترانه ای به عنوان "سیستا" شناخته می شود ، تأثیر منفی بر خطر بیماری قلبی و مرگ ندارد ، اما برعکس ، ممکن است این خطرات را کاهش دهد ، ممکن است در این زمینه تعیین کننده باشدلاستیک. در حالی که 30 دقیقه یا کمتر خواب می تواند مفید باشد ، گفته می شود که دوره های طولانی تر از 30 دقیقه برای سلامتی خطرناک است.

 https://i.pinimg.com/originals/da/d2/6a/dad26a914c6910917b36164cbae39218.jpg

روابط اجتماعی و معنویت

ویژگی مشترک قابل توجه دیگر مردم ساکن در مناطق منطقه آبی این است که بیشتر آنها به ارزشهای مذهبی خود اهمیت می دهند و در جوامع مذهبی زندگی می کنند. علاوه بر اینکه یک مکانیسم حمایت اجتماعی مهم برای فرد است ، شناخته شده است که اعتقادات مذهبی و گروههایی که اعتقاد ، امید و تاب آوری روانی فرد را افزایش می دهند ، در برخورد با شرایطی که بر سلامت عمومی از جمله افسردگی و فشار.

 

همه این افراد علاوه بر تعلق به یک گروه تحت حمایت اجتماعی ، در تلاشند تا زندگی معنادار و هدفمندی داشته باشند. این افراد که در جوامع زندگی می کنند بیش از اینکه فردی زندگی مشترک داشته باشند ، معمولاً در خانواده های پرجمعیتی زندگی می کنند که همه نسل های زنده در کنار هم هستند. این افراد که به شبکه های اجتماعی خود و همچنین خانواده خود اهمیت زیادی می دهند ، بیشتر از اینکه تنها باشند زمان خود را در اجتماعات می گذرانند و زندگی خود را بدون بسیاری از بیماری های مزمن ناشی از اختلالات روانشناختی می گذرانند.

 

همانطور که می بینید ، اگرچه پیر شدن اجتناب ناپذیر است ، اما جلوگیری از پیری و لذت بردن از تمام سنین به سالم ترین و متناسب حالت ممکن مربوط به حفظ عادات صحیح و سالم زندگی است تا عوامل ژنتیکی.

 

آردینی اوخو
پنجشنبه 16 بهمن 1399
بؤلوملر :

نکاتی برای اینکه نشان می دهد یک پسر شما را دوست دارد.

0 گؤروش
یازار:‌

https://th.bing.com/th/id/OIP.wF5_Vgl6OdbgusKyL0uNCQHaEQ?pid=Api&rs=1

نکاتی برای اینکه نشان می دهد یک پسر شما را دوست دارد.

 

عشق سیل عواطف بین دو نفر است که حاوی احساسات زیبا وصف ناپذیری است. درک اینکه یک فرد عاشق است کار چندان دشواری نیست. افراد عاشق به نظر هیجان زده ، سرزنده و خوشبخت می آیند ، در حالی که کسانی که عشق را متحمل می شوند می توانند خود را در یک اتاق حبس کرده و ساعتها رویا ببینند. برای افراد عاشق این امکان وجود ندارد که خود را پنهان کنند اما شما می توانید با مشاهده برخی علائم متوجه شوید که آیا این فرد این احساسات را علیه شما پرورش می دهد یا خیر. در اینجا برخی از اصلی ترین نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد مرد شما را دوست دارد.

 

1. با  شما مکررا ارتباط چشمی بر قرار می کند

مردان ممکن است دروغ بگویند ، سعی کنند به نوعی حرکات خود را کنترل کنند ، اما آنها یک جفت چشم دارند که همه چیز را از بین می برد. در زندگی روزمره ، به طور معمول برای برقراری ارتباط چشمی به شخص مقابل نگاه می کنیم. با این حال ، این مرد برای مردی که این وضعیت را دوست دارد بیشتر است. مردی که دوست دارد بیشتر از زمان نگاه معمولی به نظر می رسد و از سر تا پا نگاه می کند. آنها سعی می کنند در هر فرصتی با شما ارتباط چشمی برقرار کنند ، چشمانشان را به هم می زنند و سعی می کنند ظاهری تیز و لاس زن نشان دهند.

 https://www.wikihow.com/images/thumb/c/cf/Impress-a-Girl-and-Make-Her-Fall-in-Love-with-a-Boy-Step-7-Version-5.jpg/aid281170-v4-728px-Impress-a-Girl-and-Make-Her-Fall-in-Love-with-a-Boy-Step-7-Version-5.jpg

 

2. تماس بدنی

اگر او به طور تصادفی به بازو یا شانه شما برخورد کرد ، بدانید که او شما را دوست دارد. اگر میل به لمس به نوعی بیان شود ، این یک نشانه جدی است ، اما سعی می کند اشتباه جلوه کند زیرا او دوست شما است.

 

 

3. بازی کردن با مو های خود

مردان می توانند به صورت غیرارادی رفتار کنند تا از نظر زنان زیبا به نظر برسند. به عنوان مثال ، آنها با موهای خود بازی می کنند یا نمی دانند کجا دست و بازو را بگذارند. اگر این نوع رفتارها را مشاهده کنید ، یکی از علائم مورد علاقه مردان را در مردان گرفتار کرده اید.

 

 

4. او به لباس خود اهمیت می دهد

این واقعیت که این مرد هنگام آمدن به ملاقات با شما بهترین لباس های خود را می پوشد ، همیشه در حالی که با شماست لباس خود را تنظیم می کند و مرتب خود را مرتب می کند به این معنی است که شما را دوست دارد.

 

 

5. روش راه رفتن او متفاوت است

این ممکن است برای شما یک سرنخ باشد که مردان با هیجان و تنش عضلات در کنار شما راه می روند. سعی خواهد کرد هنگام راه رفتن دست شما را بگیرد. شما در آن زمان هیجان زده خواهید شد ، اما آن را نشان ندهید.

 

 

6. از تغییرات تن صدا

او مثل شما با همه صحبت نمی کند. نگاه کنید که وقتی صحبت از شما می شود چگونه با دیگران صحبت می کند. وقتی مردان با زنی که دوست دارند صحبت می کنند ، لحن صدای آنها پایین می آید ، کم صحبت می شوند و مکالمه بین شما را خاص می کنند.

 

 

7. زبان بدن

می خواهد به شما نزدیکتر باشد. برای این ، او به شما خم می شود و تقریباً روی شما می افتد. به پاهای او توجه کنید ، اگر انگشتان انگشتان شما به شما نشان دهند ، این نشان دهنده علاقه او به شما خواهد بود ، توجه کامل وی هنگام صحبت کردن به شما گوش می دهد و حتی به شوخی های بی معنی که می کنید می خندد.

 

 https://www.wikihow.com/images/9/93/Impress-a-Girl-and-Make-Her-Fall-in-Love-with-a-Boy-Step-15-Version-5.jpg

8. دست ها خالی نیستند

مرد از صحبت با شما هیجان زده خواهد شد. به همین دلیل است که مرد دائماً دست خود را بر روی چانه خود قرار داده و به چشمان شما لبخند می زند. او مدام در مورد موضوعات جالب به شما می گوید. این نشان می دهد که او به شما علاقه مند است.

 

 

9. از دستان خود به طور مداوم استفاده می کند

مردان نیز برای تأکید بر قدرت خود چنین حرکتی را انجام می دهند. در عین حال ، مردان نیز برای جلب توجه شما و اعتماد به نفس بیشتر این کار را می کنند. این نشانگر علاقه او به شماست.

 

 

10. ارسال مداوم پیام ها

اگر تلفن شما دائماً در حال ارسال پیامک است و همان شخص همیشه شما را پرت می کند ، شخصی در حال مرگ است تا با شما تماس بگیرد. پایان پیام ها یک روز به اعتراف می رسد ، منتظر بمانید و ببینید.

 https://th.bing.com/th/id/Racb2520fce3e3a8c8fc1ccd38aca64a9?rik=AvmDfJpRONveVQ&riu=http%3a%2f%2fwww.boldsky.com%2fimg%2f2014%2f06%2f04-1401885938-flowers.jpg&ehk=HwJDbaXAlHhHwOeWsMXEobHD8aBtI9mbLbXfTtSyrVk%3d&risl=&pid=ImgRaw

 

11. شما را به جایی دعوت می کند

اگر او شما را به جایی دعوت می کند ، به این معنی است که می خواهد با شما وقت بگذارد. آیا دوست دارید با کسی که دوستش ندارید وقت بگذرانید؟ البته که نه! مرد دیگر پیشنهاد انجام کاری با شما را دارد زیرا این کار را دوست دارد و حتی ممکن است هر از چند گاهی شما را تحت فشار قرار دهد. اگر درون گرایان لایک ها با شما هستند و دوستانشان سکوت می کنند ، این نیز نشانه لایک است.

 

 

12. مردان فراموش نمی کنند

مردی که شما را دوست دارد جزئیاتی را که در مورد هر چیزی می گویید فراموش نخواهد کرد اما حتی شما فراموش می کنید. از آنجا که آنها شما را دوست دارند و می خواهند از شما مطلع شوند ، آنچه را که می گویید به خاطر مواردی که ممکن است مفید باشد و ممکن است شما را متعجب کند ، در خاطرات خود نگه می دارند. این یک تاکتیک خوب برای تأثیرگذاری است.

 

 

13. سرانجام ، او را تشویق کنید

ما برخی از نشانه های اصلی را نشان می دهد که مردان زن را دوست دارند. اگر مردی وجود دارد که این اقدامات را علیه شما انجام می دهد ، بدانید که او شما را دوست دارد. اما اگر او از گفتن شما خجالتی است ، به او شهامت دهید و به او بگویید به زودی به روی شما باز می شود.

آردینی اوخو
دوشنبه 6 بهمن 1399
بؤلوملر :